سینمای ورزشی و توقعات غیرواقعی ما
ورزش
129992
ژانر ورزشی در سینما، ژانر چندان رایجی نیست. هم ساخت فیلم در این رشته سخت است و هم جذب تماشاگر. منتقدان سینما همیشه به این نکته اشاره کردهاند که ورزش خودش پدیدهای ملتهب و تماشایی است و اینکه سینما برای هماوردی سراغ چهرهها و رشتههای ورزشی برود و بتواند اثری درخور بیافریند ساده نیست.
سیاوش باقی: برای همین هم، اگر سینمای حرفهای و نمایشی را در نظر بگیریم و کارهای تجربی و کارگاهی را کنار بگذاریم، اغلب فیلمها و سریالهای ورزشی جهان، شامل مستند و غیر از آن، در هالیوود ساخته میشود. با این تفاصیل، این توقع که انتظار داشته باشیم سینمای ایران، با وجود تولیدات قابل توجهش، سراغ ژانر ورزشی برود و در عین حال فیلمهای تماشاگر پسند یا هنرمندانهای بسازد، منصفانه نیست.
این را هم نباید از نظر دور داشت که سینمای ایران، مثل اغلب کشورهای جهان، ژانرهای متنوعی ندارد. این سینما در آثار خانوادگی و اجتماعی و کمدی خلاصه شده و نمیتواند سراغ زمینههای پرخرج و نیازمند پروداکشن بزرگ برود. برای همین هم در سینمای ما نه آثار زیاد و قابل توجهی از ژانر فانتزی و علمی و اکشن ساخته میشود و نه حتی ژانرهای علمی و ورزشی و غیره. در سالهای اخیر هم شاهد فیلمهایی درباره چهرههایی چون حجازی و دهداری بودهایم که باز هم از همان ضعفهای معمول سینمای سفارشی رنج بردهاند. یعنی ضعف در اجرا و سناریو. فیلمهایی که انگار تنها ساخته شدهاند تا کارنامه سینمای ایران را پروپیمانتر کنند و ادای دین باشند و نه بیشتر.
آنچه در مورد این ژانر قابل تأمل است اینکه، جز در آثار مستند ساخته شده و در سریالهایی که به دنبال اوجگیری موج سریالسازی در دنیا(و باز هم بیشتر هالیوود) شاهد بودهایم، هر ساله با فیلمهای ورزشی بزرگ و زیادی مواجه نیستیم. از سریالهای موفق این اواخر میشود تد لاسو و گامبی وزیر را نام برد که با تحسین مواجه شده، در ابعاد بینالمللی دیده شدند و حتی در مورد سریالی چون گامبی وزیر به رونق بیشتر رشته شطرنج منجر شدهاند. در سینما هم امسال با نمونهای مثل F1 (فرمول یک) مواجه بودیم که با توجه به کارگردانی موفق جوزف کوشینسکی که فیلمهای بزرگی چون فراموشی و تاپگان:ماوریک را در کارنامه دارد، دو سوپر استار به نام برد پیت و خاویر باردم را هم در اختیار داشت و در باکسآفیس بهخوبی درخشید. این سینما اما مثالهای چندان زیادی ندارد. کارگردانهای جشنوارهای و صاحبسبک از رفتن سراغ ورزش امتناع میکنند و نمونههایی چون گاو خشمگین ساخته اسکورسیزی یا مارادونا به روایت کوستوریتسا انگشتشمارند.
با این حساب در سینمای ایران هم نمیتوان انتظار ساخت فیلمهای ورزشی بزرگ و درخشانی را داشت. شاید اگر ناصر تقوایی در اوج فیلمسازی اراده میکرد سراغ فوتبال و نفت آبادان برود، امروز شاهکار دیگری در سینما ثبت شده بود. کارگردانی که عاشق فوتبال بود و چیرهدستیاش میتوانست حتی در این حوزه هم به کار بیاید. اما ناصر تقوایی دیگر نیست و ما در ادبیات و آثار نمایشی ورزشی تجربه قابل توجهی نداریم.
شاید بهتر باشد تا اطلاع ثانوی به تماشای فوتبال و کشتی و والیبال بنشینیم و از رقابت داخل میدان لذت ببریم و در کنارش اجازه دهیم سینمای ایران در ژانر اجتماعی و در همان مسیر امتحان پس داده دوباره جانی بگیرد. بیش از این پیشکش.
انتهای پیام/